1. صفحه اصلی
  2. آیا می توان نژادپرستی را با داروهای ضد روان پریشی درمان کرد؟
آیا می توان نژادپرستی را با داروهای ضد روان پریشی درمان کرد؟

آیا می توان نژادپرستی را با داروهای ضد روان پریشی درمان کرد؟

نکات کلیدی

نژادپرستی یک بیماری روانی

  • باورهای ایدئولوژیک معمولاً خارج از حوزه آسیب شناسی روانی تصور می شوند.
  • با این حال، برخی استدلال کرده اند که باورهای پیش داوری مانند نژادپرستی باید به عنوان بیماری روانی الگوبرداری شود.
  • یک گزارش اخیر نشان می دهد که در موارد نادر، چنین باورهایی را می توان با درمان ضد روان پریشی درمان کرد.

وقتی در مورد تئوری‌های توطئه و آسیب‌های احتمالی باورهای ایدئولوژیک ثابت سخنرانی می‌کنم . یکی از متداول‌ترین سؤالاتی که از من می‌پرسند این است که آیا چنین باورهایی را می‌توان از طریق روان‌پزشکی درمان کرد، چه با روان‌درمانی یا داروها.

من چندین پاسخ دارم. یکی این است که، به طور کلی، ما باید از الگوبرداری از باورهای ایدئولوژیک – خواه ماهیت توطئه‌آمیز، سیاسی یا مذهبی – به عنوان علائم روان‌پزشکی بیمارگونه خودداری کنیم . اغلب اوقات، چنین باورهایی محصول یک ذهن آشفته نیستند، زیرا آنها یک پدیده اجتماعی هستند. که به موجب آن چنین نگرش ها و موقعیت هایی از دیگران آموخته و اتخاذ می شود. بنابراین، ادغام چنین باورهایی با توهمات مغایر با حذف خاص DSM-5 باورهای فرهنگی یا خرده فرهنگی مشترک از تعریف توهم است. به عبارت دیگر، هذیان ها فقط چیزهایی نیستند که ما به آن باور می کنیم زیرا دیگران به ما می گویند که درست هستند.

نژادپرستی یک بیماری روانی

در مورد اینکه آیا باورهای ایدئولوژیک – صرف نظر از آسیب شناسی آنها – ممکن است متمایل به مداخلات روان درمانی باشد یا خیر. پاسخ من این است که با این شوخی که می پرسد چند روانپزشک برای تعویض یک لامپ نیاز است. “لامپ” واقعاً باید بخواهد. برای تغییر. اگر کسی برای اصلاح باورهای ایدئولوژیک خود آماده است و می خواهد. این کار را انجام دهد، مداخلاتی مانند درمان شناختی رفتاری یا روان پویشی می تواند کمک کند. اما انجام چنین مداخلاتی در فردی که علاقه ای به تغییر ندارد. احتمالاً به سرعت به جایی نمی رسد یا همانطور که اغلب در خارج از روان درمانی اتفاق می افتد، به بحث و جدل می انجامد.

در نهایت، با توجه به اینکه آیا داروهای روانپزشکی ممکن است. بتوانند باورهای ایدئولوژیک را تعدیل کنند، هیچ شواهد قانع‌کننده‌ای وجود ندارد که اینطور باشد. اگرچه ممکن است مطالعه جالبی باشد، هیچ کارآزمایی تصادفی و کنترل شده ای از داروهای ضد روان پریشی برای باورهای تئوری توطئه وجود ندارد. اما من انتظار ندارم که یک داروی ضد روان پریشی بیشتر از آنچه که انتظار دارم باورهای مذهبی یا سیاسی را کاهش دهد. اعتقاد به تئوری های توطئه را کاهش دهد.

نژادپرستی یک بیماری روانی

آیا نژادپرستی یک بیماری روانی است؟

با این حال، در ماه جولای، گزارش موردی توسط عارف و همکارانش. منتشر شده در Psychiatric Times پس از توصیف یک بیمار با عقاید نژادپرستانه که در واقع به عنوان نشانه روان پریشی مدل شده بود و با موفقیت با داروهای ضد روان پریشی درمان شد، نتیجه دیگری گرفت. 1

این ایده که نژادپرستی می تواند در برخی موارد نشان دهنده روان پریشی یا تفکر هذیانی باشد، جدید نیست. در سال 1969، در بحبوحه ناآرامی های اجتماعی دوران حقوق مدنی، گروهی از روانپزشکان سیاه پوست از جمله پروفسور دانشگاه هاروارد، آلوین پوسن، دقیقاً این را پیشنهاد کردند. اگرچه این توصیه توسط انجمن روانپزشکی آمریکا (APA) پذیرفته نشد، پوسن در طول سال ها به این موضوع ادامه داده است. او در سال 2002 نوشت که حذف نژادپرستی از DSM «روان‌پزشکان را به این فکر می‌اندازد که نمی‌توان و نباید آن را در بیمارانشان درمان کرد». 2 او افزود:

ادامه تلقی نژادپرستی افراطی به عنوان هنجاری و نه آسیب شناسی، مشروعیت بخشیدن به آن است. واضح است که هر کسی که یک گروه کامل از مردم را قربانی می کند و به دنبال حذف آنها برای حل تعارضات درونی خود است، معیارهای یک اختلال هذیانی، یک بیماری روانی بزرگ را برآورده می کند. 3

در سال 2004، کارل بل، روان‌پزشک دانشگاه ایلینوی در شیکاگو، این نتیجه‌گیری را یک قدم جلوتر برد و خاطرنشان کرد: «اگر برخی از انواع نژادپرستی یک بیماری روانی یا نشانه‌ای از یک بیماری روانی تشخیص داده شود، توسعه‌دهندگان DSM بعدی باید از جمله مواردی را در نظر بگیرند. سایر تعصبات افراطی، مانند جنسیت گرایی، سن گرایی و دگرجنس گرایی. 4

نژادپرستی یک بیماری روانی

من با خرد چنین پیشنهاداتی مخالفم ، عمدتاً به همان دلایلی که APA پیشنهاد پوسانت را در سال 1969 رد کرد. در بین افراد رایج است – چه در شکل آگاهانه صریح آن یا به شکل سوگیری ضمنی ناخودآگاه – برای داشتن یک برچسب بیماری روانی.

این بدان معنا نیست که نژادپرستی را باید به عنوان یک بیماری عادی نادیده گرفت، این یک آسیب اجتماعی نیست، یا اینکه هم نژادپرستی ساختاری و هم نگرش های نژادپرستانه فردی منجر به تبعیض مضر و گاهی رفتار خشونت آمیز نمی شود – این چنین است و می کنند. اما همانطور که بل پیشنهاد می کند، همین امر را می توان در مورد زن ستیزی و نقش آن در خشونت یا تجاوز جنسی از طرف شریک صمیمی گفت. تا حدی به دلیل اشتباهات گذشته در نشان دادن همجنسگرایی به عنوان یک بیماری روانی، DSM مدتهاست که توصیه می کند انحراف اجتماعی صرف را با اختلال روانی ادغام نکنید، 5 اما تفکیک این دو به این معنی نیست که رفتار انحرافی که باعث آسیب می شود لزوماً باید مورد اغماض و نادیده گرفتن قرار گیرد. هدف مداخله نباشید

به عنوان مثال، سرقت از بانک ها و کشتن افراد، رفتارهای انحرافی اجتماعی و از نظر اخلاقی غیرقابل قبول است که ممکن است با انگیزه باورهای مربوط به طمع، حسادت یا انتقام باشد ، اما سزاوار است که از بیماری روانی متمایز شوند و ممکن است از «پزشکی» شدن توسط روانپزشکی سودی نبرند. . الگوبرداری از نگرش هایی مانند نژادپرستی به عنوان نشانه ای از بیماری روانی نیز می تواند پیامدهای ناخواسته ای داشته باشد که شامل حذف مسئولیت اخلاقی “مالکیت” نگرش های نژادپرستانه یا کاهش گناه برای رفتار خشونت آمیز با انگیزه نژادپرستی است. 6

نژادپرستی در مقابل توهمات نژادپرستانه

گفته می شود، روان پریشی گاهی اوقات با تفکر هذیانی همپوشانی دارد. من یک بار با زنی مشابه آنچه در گزارش پرونده روانپزشکی تایمز توضیح داده شده بود، درمان کردم . او عقاید نژادپرستانه توهین آمیزی را در مورد مردان آفریقایی آمریکایی – از جمله همسالان و کارکنان – بیان کرد که ریشه در هذیان های پارانوئیدی داشت. که در خارج از بیمارستان و همچنین در بخش بستری مورد تجاوز قرار می گرفت و حتی توسط آنها تجاوز می شد. این با داروهای ضد روان پریشی کاهش یافت. به طوری که او ادعاهای خود را پس گرفت (بدون سابقه تجاوز جنسی شناخته شده ) و در زمان ترخیص تا حد اشک عذرخواهی کرد.

با این حال، در مورد او، نمی‌توانم بگویم که نژادپرستی او را آنقدر به عنوان توهمات پارانوئیدی که اتفاقاً مضمونی نژادپرستانه داشت، در نظر می‌گرفتم. توهم بودن باورهای او به آسانی با پارانویای خودارجاعی مبتنی بر تجربیات ذهنی که مبتنی بر واقعیت نبودند قابل شناسایی بود . یعنی آنها فقط نگرش های نژادپرستانه در مورد مردان سیاه پوست در جهان نبودند. بلکه باورهای نادرستی در مورد مردان سیاه پوست بودند. در بیمارستان با او رفتار می کردند. 7

این مؤلفه خودارجاعی در بیمار عارف و همکاران کمتر واضح بود، زیرا دلیل اصلی آن مفصل نبود. با این حال، همانطور که او بهبود یافت، او احساس می کرد که انگار گروه های نژادی “مسئول ایجاد آزار روحی و روانی او هستند. ” در شرایطی که او اخیراً شغل خود را از دست داده است. در هر صورت، تشخیص اسکیزوفرنی بر اساس سایر علائم منفی همراه مانند. کناره گیری اجتماعی و “عاطفه کاهنده” و همچنین باورهای آشکارا نادرست در مورد هویت نژادی اعضای خانواده خود مشکوک بود. در بررسی ادبیات پراکنده در مورد تلاش برای درمان باورهای نژادپرستانه. نویسندگان اذعان کردند که باورهای شروع جدیدتر مانند باورهای بیمارشان بیشتر از باورهای ریشه دار تر قابل تغییر هستند.

نژادپرستی یک بیماری روانی

با این حال، مواردی مانند عارف و همکاران و من، با شروع نسبتاً ناگهانی باورهای نژادپرستانه در افرادی که نژادپرستی آشکار و طولانی مدت ندارند. این احتمال را مطرح می‌کند که نگرش‌های نژادپرستانه، مانند پارانویا، نه تنها از تجربیات زندگی و پویایی‌های اجتماعی. بلکه تغییرات حاد در فرآیندهای بیولوژیکی ناشی می‌شوند. . به این ترتیب، آنها در را به روی این امکان باز می کنند که داروهای مورد استفاده برای درمان تفکر هذیانی می توانند. در برخی موارد به انواع دیگر باورهای ایدئولوژیک ریشه دار کمک کنند. همانطور که قبلاً اشاره کردم، آزمایش آن در یک کارآزمایی بالینی حداقل جالب خواهد بود.

نظر خود را بگذارید