1. صفحه اصلی
  2. Ego-state therapy
Ego-state therapy

Ego-state therapy

 

تاریخچه 

مفهوم تقسیم‌بندی شخصیت سال‌هاست که وجود داشته است و روان‌کاو، پل فدرن ، مفهوم حالات خود را برجسته کرده است . ایجاد درمان با حالت من به جان جی واتکینز ، تحلیلگر ادواردو وایس که خود توسط فدرن تحلیل شد، نسبت داده می شود. [1] اولین تحقیق در مورد اثربخشی درمان حالت ایگو توسط گوردون امرسون انجام شد. امرسون تحقیقات خود را انجام داد [2]در طول تعطیلات از دانشگاه ویکتوریا. در این تحقیق او نشان داد که این درمان می تواند میگرن قاعدگی را تنها در 4 جلسه هفتگی 5 برابر کاهش دهد. علاوه بر این نشان داد که درمان حالت Ego نه تنها می تواند وقوع میگرن قاعدگی را کاهش دهد، بلکه شرکت کنندگان همچنین کاهش قابل توجهی در خشم و افسردگی در MMPI-2 نشان دادند. این مطالعه نیمه تجربی تنها مطالعه علّی موجود در کتاب Watkins، Ego States: Theory and Therapy بود. [3]

حالات نفس 

حالت‌های من متمایز – در دقیق‌ترین مفهوم – معمولاً به جز در موارد اختلال هویت تجزیه‌ای ایجاد نمی‌شوند . با این حال، درمان حالت ایگو جنبه‌های شخصیت بیمار را شناسایی و نام‌گذاری می‌کند، به عنوان مثال، «کودک وحشت‌زده» یا « فرهنگ کنترل ». پس از مشخص شدن ویژگی ها و عملکرد هر حالت ایگو، درمانگر از تکنیک های مختلف روان درمانی (مانند درمان های رفتاری، شناختی، تحلیلی یا انسان گرایانه) استفاده می کند تا به نوعی یکپارچگی یا دیپلماسی درونی دست یابد. [4] درمان حالت ایگو ممکن است از هیپنوتیزم استفاده کند ، اما لزوماً برای انجام این کار لازم نیست، به جای آن از تکنیک مکالمه استفاده می شود. [5]درمان حالت ایگو گاهی اوقات توانسته است مشکلات پیچیده روان پویشی را نسبتاً سریع حل کند.

فرآیند روانی 

در رشد شخصیت انسان، دو فرآیند ضروری است: یکپارچگی و تمایز. از طریق یکپارچه سازی، فرد یاد می گیرد که مفاهیمی مانند یک پیراهن و یک شلوار را در کنار هم قرار دهد تا واحدهای پیچیده تری به نام لباس بسازد. با تمایز، فرد مفاهیم کلی را به معنای خاص جدا می کند، مانند تفاوت بین یک پیراهن راحت و یک پیراهن ناراحت. چنین تمایزی به انسان این امکان را می دهد که مجموعه ای از رفتارها را در موقعیتی متفاوت با دیگری تجربه کند.

فرآیندهای روانشناختی بر اساس یا/یا وجود ندارند. چیزهایی مانند حالات و احساسات مانند افسردگی ، اضطراب و ترس در یک پیوستار با درجات مختلف شدت وجود دارند. در مورد تمایز – تفکیک هم همینطور است. اختلالاتی مانند اختلال هویت تجزیه ای اغلب در انتهای افراطی زنجیره هستند که با تمایز طبیعی شروع می شود. موضوع شدت است. بنابراین، اصل کلی شکل‌گیری شخصیت است که در آن فرآیند جدایی منجر به ایجاد بخش‌های گسسته‌ای به نام حالات ایگو با مرزهایی شده است که کم و بیش نفوذپذیر هستند. با این حال، حالت ایگو پاسخی به آسیب روانی است، ممکن است کاملاً جدا از بقیه شخصیت باقی بماند. [6]

حالات ایگو به عنوان مجموعه ای از ادراکات ، شناخت ها و تأثیرات در خوشه های سازمان یافته وجود دارند. حالت ایگو را می توان به عنوان یک سیستم سازمان یافته از رفتار و تجربه تعریف کرد که عناصر آن بر اساس اصول مشترک به هم مرتبط هستند. وقتی یکی از این حالات با انرژی ایگو سرمایه گذاری شود ، در اینجا و اکنون به “خود” تبدیل می شود. این حالت اجرایی است، [7] و حالات دیگر را تجربه می کند که سپس با انرژی جسم سرمایه گذاری می شوند .

حالات ایگو از نظر حجم متفاوت است. یک حالت نفس بزرگ ممکن است شامل تمام رفتارهای مختلف فعال در شغل فرد باشد. حالت من کوچک رفتارهایی است که فرد در یک اقدام ساده مانند استفاده از تلفن همراه تجربه می کند . آنها ممکن است نشان دهنده شیوه های فعلی رفتار و تجربیات باشند یا مانند رگرسیون سن هیپنوتیزمی ، شامل بسیاری از خاطرات، حالت ها، احساسات و غیره باشند که ظاهراً در سنین پایین تر آموخته شده اند. آنها ممکن است در ابعاد مختلف سازماندهی شوند. به عنوان مثال، حالت ایگو ممکن است در حدود سن 10 سالگی ایجاد شود. حالت دیگر ممکن است نشان دهنده الگوهای رفتاری نسبت به پدر یا شخصیت های مرجع باشد.رفتارهای دستیابی به یک هدف مشابه ممکن است به طور منحصر به فردی از یک حالت من به دیگری متفاوت باشد، به ویژه در شخصیت های چندگانه واقعی.

هیپنوتیزم 

هیپنوتیزم فرآیندی است برای کمک به تمرکز و تفکیک. از طریق هیپنوتیزم، درمانگر می تواند بر روی یک حالت یا بخش شخصیتی واحد تمرکز کند و بخش های دیگر را جدا کند. امروزه بسیاری از تمرین‌کنندگان به‌طور هیپنوتیزمی حالت‌های من پنهان را فعال می‌کنند و اعلام می‌کنند که شخصیت چندگانه دیگری را کشف کرده‌اند. نیاز به نقل از ] اگرچه معمولاً چندین شخصیت از طریق هیپنوتیزم بررسی می‌شوند، اما تنها زمانی باید تشخیص داده شوند که حالت‌های ایگو به‌طور خود به خود آشکار شوند و شخصیت اصلی به طور کلی فراموش شود .زمانی که تغییر آشکار و اجرایی باشد چه اتفاقی می افتد. هنگامی که یک حالت نفس پنهان تنها از طریق هیپنوتیزم ایجاد می شود، ما این را به عنوان یک شخصیت چندگانه واقعی در نظر نمی گیریم و نباید تشخیص داده شود. حالت های ایگو معمولاً از طریق داوطلبان دانش آموز برای مطالعات هیپنوتیزمی یافت می شود. نیاز به منبع ] از آنجایی که هیپنوتیزم نوعی تفکیک است، تعجب آور نیست که متوجه شویم سوژه های هیپنوتیزم کننده خوب اغلب حالت های من پنهانی را در شخصیت خود نشان می دهند بدون اینکه بیمار روانی باشند

 

2 دیدگاه

نظر خود را بگذارید