
.نکات کلیدی ریشه اجتماعی خودکشی جوانان
ریشه اجتماعی خودکشی جوانان
- برای بهبود تلاشهای پیشگیری، سه ریشه اجتماعی خودکشی را شناسایی میکنیم.
- انتظارات فرهنگی سفت و سخت، انگ سلامت روان، و فقدان حریم خصوصی، استرسهای معمول نوجوانان را تشدید میکنند.
- درد روانی شدید و موانع کمک جویی سالم، جوانان را در برابر خودکشی آسیب پذیر می کند.
- قرار گرفتن در معرض خودکشی این ایده را مطرح می کندکه یکی از راه های مقابله با فشار انتظارات، خودکشی است.
از آنجایی که سپتامبر ماه آگاهی از پیشگیری از خودکشی است، ما مشتاقیم تحقیقات خود را در مورد خودکشی جوانان و خوشه های خودکشی جوانان به اشتراک بگذاریم. اگرچه کار ما در مورد خودکشی جوانان یک دهه و مجموعهای از دادههای متنوع را در بر میگیرد، این پست و سایر پستهای بعدی بر آنچه در Grove صنوبر یافتیم تمرکز میکنند،
جامعهای که چندین سال را صرف مشاهده آن کردیم تا بفهمیم چرا این مکان نمادین دارای ماندگاری است. مشکل خودکشی جوانان این به خصوص گیج کننده است زیرا در نگاه اول به نظر می رسد مکانی باشد که چنین مشکلی نداشته باشد. این شهر امن است، در زیرساختهای اجتماعی مانند پارکها و مراکز اجتماعی سرمایهگذاری میکند، به دلیل کیفیت آموزش مشهور است و والدینی دارد که بیش از حد نگران فرزندان خود هستند. مکانهای زیادی از این دست وجود دارد و بسیاری از مکانهای دیگر نیز برای تبدیل شدن به آن تلاش میکنند.
یکی از مواردی که مورد Poplar Grove دعوت می کند بررسی این موضوع است که چرا برخی مکان ها به طور نامتناسبی در برابر خودکشی آسیب پذیر به نظر می رسند، در حالی که مکان های به ظاهر مشابه دیگر آسیب پذیر نیستند. همچنین از ما دعوت می کند تا تمرکز خود را از عوامل خطر فردی و روانی خودکشی دور کنیم تا در نظر بگیریم که چگونه می توانیم دنیایی بسازیم که ارزش زندگی در آنها را داشته باشد. درعوض، اگر میخواهیم کار ساخت شبکههای ایمنی بهتر و پایدار را انجام دهیم، ناچاریم ریشههای اجتماعی خودکشی را دقیقتر بررسی کنیم.
پاسخ به این سؤالات را در کتاب اخیر خود. زندگی تحت فشار: ریشه های اجتماعی خودکشی جوانان و چه باید کرد، به تفصیل شرح می دهیم. که سه عامل اجتماعی را شناسایی می کند که به درد و ناامیدی روانی جوانان کمک می کند و اگر به آنها توجه نشود، به آنها پرداخته نمی شود. حتی بر اساس شواهد ترین تلاش های محلی پیشگیری از خودکشی را تضعیف می کند. ما این عوامل اجتماعی را ریشه های اجتماعی خودکشی می نامیم.
خب، چه چیزی پیدا کردیم؟
ریشه اجتماعی خودکشی جوانان
اولاً، جامعه انتظارات روشن، مشترک و محدودی در مورد معنای یک بچه «خوب» در گرو و خانواده «خوب» صنوبر گروو داشت. به طور خلاصه، از جوانان انتظار می رفت که در رشته های دانشگاهی و دو و میدانی دست آوردهای بالایی داشته باشند و به دنبال یک کالج معتبر، ترجیحاً با شایستگی یا بورسیه ورزشی باشند. صرف نظر از مهارت، تمایل، علاقه یا تواناییهایشان، بچهها احساس میکردند که باید «کامل» باشند و بدون توجه به اینکه چقدر سخت کار میکردند، این کار را به راحتی انجام دهند. این پیام از سوی مدرسه می آمد، که برای حفظ شهرت نخبگان خود، که بخشی از درک مرکزی جامعه از هویت خود بود، تحت فشار بود . همچنین از طرف والدین و حتی همسالان آمده است. می توانید تصور کنید که چرا این ممکن است برای جوانان محلی چالش برانگیز باشد.
دوم، بزرگسالان و جوانان به طور یکسان انگ سلامت روانی فراگیر را در جامعه تداوم بخشیدند. حق بیمه بالای موفقیت و برتری به این معنا بود که مبارزات روانی نشانه نقص است. متخصصان سلامت روان به ما در مورد والدینی گفتند که به جای درمان ، راهحلهای سریع و بیصدا میخواستند که والدین دیگر ممکن است درباره آنها بدانند و درباره آنها قضاوت کنند. بچهها هم نمیخواستند برایشان تشخیص داده شود یا دارو تجویز شود ، مبادا همکلاسیها متوجه مشکلاتشان شوند. در نتیجه، بچهها سخت کار کردند تا به جای درخواست حمایت، استرس و اضطراب ناشی از بزرگ شدن در صنوبر گرو را پنهان کنند.
سومین ریشه اجتماعی، سطح بالای ارتباط، انتظارات فرهنگی سفت و سخت و انگ سلامت روان موجود را تشدید کرد. این ممکن است شگفتانگیز به نظر برسد زیرا ما معمولاً به ارتباط به عنوان یک عامل مثبت و محافظ فکر میکنیم. اما در Poplar Grove، مانند بسیاری از شهرهای کوچک، این ارتباط باعث شد تا همه احساس حریم خصوصی را از بین ببرند. همه تقریباً همه چیز را در مورد همه می دانستند. حفظ اسرار سخت بود.
اعضای جامعه پیر و جوان احساس میکردند که دائماً تحت نظر هستند، که به نوبه خود باعث میشد به نحوه نمایش خود در مکانهای عمومی توجه زیادی داشته باشند . این به نوبه خود اهمیت تناسب، برآورده کردن انتظارات و گرفتار نشدن به کمک سلامت روان را تشدید کرد. به این ترتیب، اتصال پنهان کردن آنچه که برخی ممکن است به طور منطقی بخواهند خصوصی نگه دارند و موانعی برای دریافت کمک ایجاد کرد، حتی دشوارتر کرد.
ریشه اجتماعی خودکشی جوانان عواقب برای بچه ها
این ریشه های اجتماعی با هم پیامدهایی داشتند. به طور محسوس، کودکان گزارش کردند که احساس درد عاطفی و روانی باورنکردنی داشتند. بچههایی که بالاترین پیشرفت را داشتند احساس میکردند که هیچ چیز کافی نیست، در حالی که بچههای متوسط و آنهایی که در مدرسه با مشکل مواجه میشوند احساس میکنند هرگز نمیتوانند انتظارات را برآورده کنند. فشارهای معمولی که در دوران نوجوانی به وجود میآید ، بزرگتر شد. به گفته بسیاری از جوانان محلی، دیدن آینده ای امیدوارکننده دشوار بود. زیرا خطر شکست همیشه وجود داشت.
این دیدگاه همچنین توانایی آنها را برای قضاوت در هنگام شکست تحریف کرد که باعث شد بسیاری از بچه ها از خود خجالت بکشند. شرم یک سیگنال احساسی است که نشان می دهد یک فرد “بد” یا به نوعی “کمبود” است و اگر با آن مقابله نشود. می تواند به شدت به درد روانی ناشی از شکست های درک شده اضافه کند. برخی از جوانان احساس می کردند که خودکشی ممکن است تنها راه حل درد اجتناب ناپذیری باشد که احساس می کردند اما نمی توانستند با بزرگسالان در میان بگذارند. بنابراین، ترکیبی از درد روانی، شرم، و موانع شدید کمک جویی، جوانان را در برابر خودآزاری آسیب پذیر کرد .
و هنگامی که خودکشی رخ داد، ماهیت فشرده جامعه. قرار گرفتن در معرض خودکشی را اجتناب ناپذیر کرد. اینکه همه جوانان احساس میکردند که دوستان و همکلاسیهایشان تحت فشار یکسانی هستند. درک اینکه چرا یک بچه ممکن است به فکر یا تلاش برای گرفتن جان خود باشد، «آسان» میشود: فرار از فشار و درد. این ریشه های اجتماعی، پس از آن، خود را تقویت می کند.
درست همانطور که فشار برای دستیابی به یک امر هنجاری تبدیل شد. با هر خودکشی جدید این ایده که برخی از کودکان تحت فشار بر اثر خودکشی می میرند قابل درک و قابل استفاده در زندگی بسیاری شده بود. داستانهایی که در مورد اینکه چرا بچهها بر اثر خودکشی میمیرند، به همان اندازه مهم است که عمداً درباره آن فکر کنیم، به همان اندازه که عواقب ناخواسته تبدیل کردن روال به یک فرهنگ با دستاورد بالا که اجتنابناپذیر است، اما برای آسیبپذیرترین اعضای آن ناسالم است.

برای روشن بودن، این ریشه های اجتماعی به جای واقعیت های عینی، باورهای جمعی را در یک مکان نشان می دهند. علاوه بر این، این باورها انعطافپذیر هستند و میتوانند با مداخلات شکل بگیرند. به عنوان مثال، مراحلی که فشار تحصیلی را کاهش میدهد. انگ سلامت روان را برطرف میکند، کمکجویی را تشویق میکند، و صحبت در مورد درد روانی و بیماری روانی را عادی میکند. ما مجبور نیستیم زندگی در دنیای اجتماعی را بپذیریم که باعث می شود زندگی احساس کند ارزش زندگی برای جوانان را ندارد. اما باید بپذیریم که این عوامل اجتماعی در تغییر داستان خودکشی در صنوبر گرو نقش دارند.
جامعه شما ممکن است متفاوت از Poplar Grove به نظر برسد. اما برخی از بینشهای قابل تعمیم از این مورد وجود دارد که ارزش بررسی دارد. منابع درد روانی که مبارزات جوانان را در جامعه شما تشدید می کند چیست؟ چه چیزی مانع از توانایی جوانان برای احساس تعلق، اهمیت و داشتن آینده ای معنادار می شود؟ پرداختن به این عوامل توانایی ما را برای حمایت از جوانان در قرن بیست و یکم تقویت خواهد کرد.
تراپیست


نظر خود را بگذارید