
نکات کلیدی
پاسخ استرس با پرخاشگری
- یک مطالعه کلاسیک نشان می دهد که رفتار پرخاشگرانه نسبت به کسی یا چیزی می تواند به طور موثر استرس را کاهش دهد.
- اگر کسی نسبت به شما پرخاشگر است، سعی کنید انگیزه او را درک کنید. ممکن است استرس داشته باشند.
- مراقب کسانی باشید که سعی می کنند با تبدیل ناامیدی شما به پرخاشگری نسبت به دیگران، شما را دستکاری کنند.
- راه های بهتری برای کنار آمدن با استرس به جز شلاق زدن یا فرار کردن وجود دارد.
دکتر هانری لابوریت، مخترع اولین داروی اعصاب، سال ها از زندگی حرفه ای خود را به مطالعه پرخاشگری اختصاص داد . او در یک آزمایش معروف، موشها را تحت استرس قرار داد. این آزمایش، مانند آزمایش «اطاعت» از صندلی الکتریکی استنلی میلگرام، احتمالاً امروز مورد سؤال قرار می گیرد و احتمالاً امروز توسط کمیته های اخلاقی مجاز نیست . اما یافته های آن اساسی است.
شوک الکتریکی مانند سایر حیوانات باعث درد شدید موش ها می شود. Laborit یک قفس موش با دو محفظه که توسط یک در از هم جدا شده بود طراحی کرد. یک کف فلزی اجازه می داد که شوک های الکتریکی به طور متناوب در محفظه های A و B ارسال شوند. قفس دارای یک بیپر و یک چراغ بود. سه شرط برای آزمایش وجود داشت.
پاسخ استرس با پرخاشگری
در حالت اول درب بین محفظه ها باز بود. در فواصل معین، چراغ قرمز میشد، یک بوق هشدار به صدا در میآمد و به دنبال آن یک شوک الکتریکی در کف یکی از محفظهها شنیده میشد (مثلاً: A). موش به سرعت یاد گرفت که به محض شنیدن هشدار به قسمت دیگر (از A به B) فرار کند.
سپس هشدار بعدی آمد. در این زمان، شوکها در محفظه B اتفاق افتاد. بنابراین، موش یاد گرفت که با تغییر دادن محفظهها در هنگام آمدن هشدارها، از ضربهها جلوگیری کند.
پس از یک هفته از این درمان (7 دقیقه در روز)، موش ها کاملا سالم ماندند. آنها یاد گرفتند که با فرار اوضاع را کنترل کنند.
شرط دوم هم مثل شرط اول بود با این تفاوت که در بسته می ماند. موش ها حتی پس از اخطار هم نتوانستند از شوک الکتریکی فرار کنند. آنها فقط میتوانستند بایستند، استرس داشتند ، زیرا شوک را تجربه کردند و متعاقباً دچار اضطراب شدند . پس از یک هفته از این درمان، موشها علائم جدی اختلال جسمانی را نشان دادند. پوست و خز آنها در وضعیت بدی قرار داشت. آنها وزن کم کردند و دچار زخم معده و فشار خون بالا مزمن شدند.
حالت سوم مشابه حالت دوم بود: شوک الکتریکی قابل پیش بینی اما غیرقابل اجتناب، در بسته. اما این بار دو موش در یک محفظه بودند . وقتی اخطار آمد، موش ها شروع به درگیری با یکدیگر کردند و پس از شوک متوقف شدند. جالب اینجاست که پس از گذشت یک هفته از این درمان، موش ها جدا از نیش و خراش ناشی از دعوا، در سلامت کامل به نظر می رسیدند!
برای خواندن مقالات بیشتر می توانید به سایت تراپیست مراجعه کنید.

این سه واکنش را می توان با پرواز، مبارزه یا یخ زدن مقایسه کرد. استرس ناشی از تهدید می تواند به عمل تبدیل شود – چه آن عمل فرار (فرار) باشد یا حمله (جنگ). اگر هیچ اقدامی امکان پذیر نباشد، بازداری (انجماد) وجود دارد که می تواند منجر به اختلالات روان تنی شود، مانند حالت دوم که علائم مستقیماً توسط شوک ایجاد نمی شوند.
این نتایج هشیار کننده هستند و حتی ممکن است نشان دهند که وقتی استرس دارید، حمله به شخص دیگری می تواند باعث تسکین شما شود. این میتواند بسیاری از رفتارهای پرخاشگرانهای را که میبینیم توضیح دهد – از افرادی که هنگام استرس در محل کار پرخاشگر میشوند، تا رانندهای که وقتی نزدیک بود شما را زیر بگیرد، به جای عذرخواهی به شما توهین کرد، شاید راهی برای کنار آمدن با مشکلات بزرگ. عجله استرسی که او به تازگی تجربه کرده است.
در سطح اجتماعی، همچنین میتواند به توضیح اینکه چرا برای سیاستمداران بدبین بسیار آسان است که ناامیدی و خشم کسانی را که شرایط زندگی سختی را تجربه میکنند به سمت یک بزغاله (اغلب خارجیها، معتقدان به مذهب یا ایدئولوژی متفاوت، هر نوع دیگری) هدایت کنند. اقلیت، یا هر “دیگر”). باعث می شود احساس بهتری داشته باشند.
چه چیزی این پدیده را توضیح می دهد؟
روانشناسی تکاملی استدلال می کند که این رفتار تا حدی نتیجه تکامل گونه است. در طبیعت، استرس زیادی ناشی از پرخاشگری حیوان دیگری است، مانند یک شکارچی یا یک همنوع که برای همان منبع رقابت می کند.
پاسخ دادن با فرار یا جنگ، هر کدام که بهترین به نظر می رسد، یک پاسخ کارآمد است. افرادی که از این راهبردها استفاده کردند شانس بقا (و تولیدمثل) خود را افزایش دادند، بنابراین مکانیسم به فرزندان آنها منتقل شد و در گونه سیستماتیک شد.
به گفته Laborit از آنجایی که سیستم عصبی برای عمل طراحی شده است. اگر شما از کنش خارجی (فرار یا مبارزه) جلوگیری کنید، به خود آسیب می رسانید (با اختلالات روان تنی). گویی پرخاشگری را به سمت خود منحرف می کنید.
پاسخ استرس با پرخاشگری
اما در واقعیت، وضعیت پیچیده تر است. اول، مکانیسمهای دفاعی روانشناختی غیر از فرار یا حمله به شخص دیگری برای مقابله با استرس وجود دارد: انکار ، تصعید ، و غیره. سپس. علم اعصاب اکنون در حال کشف سیستم پیچیدهای از دهها مکانیسم درهم تنیده درگیر در مقابله است. (آبشارهای بیوشیمیایی از بالا به پایین، از پایین به بالا، عرضی و غیره) برای بدن شما، آماده شدن برای عمل با این همه بیوشیمی و احساسات و سپس مهار عمل، مانند تهیه یک وعده غذایی برای مهمان است و سپس به شما گفته می شود که دعوت لغو شده است. آشفتگی ایجاد می کند.
روانشناسی اعصاب هنوز در تلاش است تا بفهمد که چگونه فرآیندهای فیزیولوژیکی به احساسات، حالات، انگیزه ها و غیره ترجمه می شوند – و بالعکس، ریزش بیوشیمیایی دوگانگی بدن/ذهن قدیمی. به عنوان مثال ما فقط سطح روابط پیچیده بین سیستم عصبی و سیستم ایمنی را خراشیده ایم. اما اکنون می دانیم که آنها با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و بر یکدیگر تأثیر می گذارند – همانطور که طب روان تنی پیش بینی کرده بود، البته در مدل های ساده.
آنچه می توانید با این دانش انجام دهید
اما در حالی که مکانیسمها هنوز بهطور کامل شناخته نشدهاند، این واقعیت غمانگیز باقی میماند که ناامیدی به عنوان راهی برای مقابله با پرخاشگری تولید میکند. این برای شما چه معنایی دارد؟ من استدلال می کنم که نتیجه گیری از این چهار مورد است:
- اگر کسی به شما پرخاش می کند، ابتدا سعی کنید انگیزه او را درک کنید. اغلب به این دلیل است که آنها استرس دارند. دانستن دلیل به شما کمک می کند تا با مشکل مقابله کنید (البته این در مورد پرخاشگری درنده مانند دزدی صدق نمی کند).
- بله، پرخاشگری می تواند به شما آرامش موقت بدهد. اما مشکلاتی را که ریشه ناامیدی و عصبانیت شما هستند حل نخواهد کرد. خشونت تمایل به ایجاد مشکلات بیشتری دارد.
- پرواز یک راه حل موقت خوب است، اما به ندرت مشکل را حل می کند.
- در نهایت، به یاد داشته باشید که مقابله منفعلانه، معطوف کردن پرخاشگری شما به خودتان، میتواند پیامدهای جسمانی درازمدت فاجعهباری داشته باشد.
سالهاست که من از یافتههای Laborit دلسرد شدهام، زیرا این یافتهها برای جهانی که در آن استرس با کمبود منابع و اکنون با رویدادهای اقلیمی در حال افزایش است، نوید خوبی ندارد. آیا همه اینها به جنگ عمومی ختم خواهد شد، همانطور که در بسیاری از نقاط جهان در حال وقوع است؟
این تا زمانی بود که تجربهای داشتم که مقدمهای بود: راه چهارمی دیگر برای مقابله با استرس وجود دارد – روشی مولد به قدری واضح که انسان تعجب میکند که چرا بهجای پیروی کورکورانه از غرایزمان برای فرار، حمله یا مهار کردن، بهطور سیستماتیک اعمال نمیشود. . من در مقاله بعدی خود در مورد آن بحث خواهم کرد. با ما همراه باشید.


نظر خود را بگذارید