
نکات کلیدی
فرزندپروری
- کودکان حس خود را به روش های مختلف با مراقبان مختلف درونی می کنند.
- بچه ها گاهی اوقات با والدین درمانده رفتار می کنند، زیرا آنها ارتباطی ایجاد کرده اند که وابستگی برابر است با عشق.
- کودکان اغلب در سطوح بالاتر با مراقبین یا معلمانی که از بچه ها انتظار دارند مستقل عمل کنند کار می کنند.
ایوان چهار ساله در مدرسه کاملاً مستقل است. در خانه، او اصرار دارد که پدرانش، گلن و ری، تمام مدت در حمام با او بمانند و شلوارش را برای او بالا و پایین بکشند، کاری که او به وضوح قادر به انجام آن به تنهایی است.
این معمایی برای خانوادهها است که اغلب در تمرین من پیش میآید: کودک میتواند مستقلتر و با اعتماد به نفس عمل کند، اما به این دلیل نیست که والدینشان کارهایی را برای او انجام میدهند که خودشان میتوانند انجام دهند، و الگویی را ایجاد میکنند که ادامه دارد.

برای خواندن مقالات بیشتر می توانید به سایت تراپیست مراجعه کنید.
دلیل این تفاوت در رفتار از یک تنظیمات به دیگری چیست؟
کودکان بر اساس ماهیت روابط خود و انتظارات ذاتی در آن روابط، درباره خود و توانایی های خود تداعی می کنند. در مدرسه، معلمان انتظارات روشن و متناسب با سن دارند که بچه ها به آن ها می رسند. ماموریت آنها کمک به کودکان برای توسعه مهارت ها و اعتماد به نفس برای رفتن به مهدکودک و رشد است. به طور مستقل به روشی که در مدرسه ابتدایی انتظار می رود عمل کند.
آنها بچه ها را برای موفقیت آماده می کنند. بر این اساس، آنها کارهایی را برای بچه ها انجام نمی دهند که خودشان بتوانند انجام دهند. آنها محدودیت هایی را تعیین می کنند و فرصت هایی را برای بچه ها ایجاد می کنند تا این مهارت ها را توسعه دهند. بنابراین، بچهها نسبت به موقعیتهایی که بزرگسالان کارهایی را برایشان انجام میدهند که خودشان واقعاً قادر به انجام آن هستند، خودشان را مستقلتر و شایستهتر با معلمان (و سایر مراقبانی که ممکن است داشته باشند که چنین انتظارات روشنی دارند) میبینند.
فرزندپروری
گلن و ری به طور غریزی می دانند که این پویایی با ایوان برای او بهترین نیست. اگرچه این چیزی است که او میخواهد، اما چیزی که به آن نیاز دارد اعتماد به نفس برای انجام مستقل این کار و سایر وظایف مراقبت از خود است. اما آنها نمی دانند چگونه او را به آنجا برسانند. آنها تلاش کردهاند تشویق کردن، تشویق کردن، پاداش دادن و بازی کردن را امتحان کنند. هیچ چیز کار نکرده است. و امتناع از کمک به او احساس شرارت می کند. آنها گیر کرده اند. برای کمک به
گلن و ری تصمیم بگیرند که چگونه میخواهند ادامه دهند، کارآگاهی را طی میکنیم تا علت اصلی این رفتار و اینکه چه چیزی برای پیشرفت ایوان بهترین است را کشف کنیم. در اینجا چیزی است که ما می دانیم:
- ایوان تمام مهارت ها را دارد که می تواند این کار را به تنهایی انجام دهد.
- توالت رفتن به طور مستقل برای اعتماد به نفس و مهارت های مراقبت از خود مهم است.
- ایوان ممکن است بازیگری با توانایی کمتر را با جلب توجه بیشتر مرتبط کند . (این پدیده ای است که من اغلب در تمرین خود می بینم: بچه ها معتقدند/نگران هستند که شایستگی و مستقل بودن ممکن است به معنای ارتباط کمتر با والدینشان باشد؛ اینکه اگر آنها در بزرگسالی رفتار کنند و به والدین خود نیازی نداشته باشند، دیگر نیازی به آنها نخواهند داشت. توجه آنها را جلب کنند.)
فرزندپروری
روشن شدن در این مورد به گلن و ری کمک می کند تا با ایجاد فرصتی برای ایوان که ببیند او می تواند فردی توانا و مستقل باشد و در عین حال رابطه ای محبت آمیز و مرتبط با پدرانش داشته باشد، برنامه ای برای تنظیم مجدد رابطه خود ایجاد کنند. این طرح به ایوان نشان می دهد که وقتی کارهایش را انجام می دهد (به طور مستقل توالت می کند، خودش لباس می پوشد) و آنها مجبور نیستند کار او را انجام دهند. برای او، باعث صرفه جویی در زمان می شود که می تواند صرف انجام فعالیت های سرگرم کننده و مرتبط با خانواده شود . اساساً، آنها به روش های سالم تر و مناسب تر به او توجه می کنند.
بر این اساس، گلن و ری به ایوان می گویند که دیگر با او به حمام نمی روند. گلدان کار اوست آنها توضیح می دهند که چون با این طرح جدید در زمان زیادی صرفه جویی می کنند، می توانند 15 دقیقه به برنامه خواب شبانه اضافه کنند. ایوان میتواند انتخاب کند که کتابهای بیشتری میخواهد یا وقت بیشتری برای نوازش میخواهد.
فرزندپروری
ایوان تهدید می کند که کلا دستشویی نمی رود. پدرانش واکنشی نشان نمی دهند. آنها با آرامش پاسخ می دهند که این به او بستگی دارد – بدن اوست. وقتی او رقص پوتی را انجام می دهد، چیزی نمی گویند، زیرا پیشنهاد دادن به او در آن لحظه به دستشویی رفتن معمولاً باعث می شود که ایوان با شدت بیشتری پاشنه های خود را کندن کند.
مدتی آن را نگه میدارد، اما وقتی میبیند که پدرانش بدون هیاهو به محدودیتها پایبند هستند، در نهایت خودش شروع به رفتن میکند، البته با کوبیدن زیاد چهارپایه و کابینتها – تا مطمئن شود که او را درست میکند. اشاره می کند که او از طرح جدید راضی نیست. گرگ و ری در برابر اصرار برای نصیحت ایوان مقاومت می کنند. آنها می دانند که این رفتار خوش خیم است – او هیچ آسیبی وارد نمی کند. او فقط سعی می کند واکنشی نشان دهد. انجام این کار رفتار ناخواسته را تقویت می کند.
گرگ و ری گزارش می دهند که پس از این مداخله، ایوان نه تنها در روز بلکه در نیمه شب شروع به رفتن به دستشویی می کند، چیزی که قبلاً آنها را برای کمک از خواب بیدار کرده بود. شوکه کننده واقعی این است که او نیز بدون درخواست یا کمک آنها شروع به شستن دست های خود می کند!
این پدیده ای است که والدین به طور مکرر گزارش می کنند: بعد از هفته ها، ماه ها و گاهی سال ها اجتناب از تعیین محدودیتی که می دانند برای فرزندشان مهم و خوب است، این کار را انجام می دهند و زندگی را تغییر می دهد. آنها همچنین گزارش می دهند که تغییرات بزرگی را در استقلال و اعتماد به نفس فرزندشان می بینند که فراتر از دستاوردهای خاص است و این موضوع را تقویت می کند که فرزندانشان بسیار شایستگی و انعطاف پذیرتر از آن چیزی هستند که فکر می کردند.
با این موفقیت، گرگ و ری تصمیم می گیرند همان رویکرد را برای لباس پوشیدن به کار گیرند – کاری که ایوان کاملاً قادر به انجام آن است. دو انتخاب عالی او عبارتند از: 1) تا زمانی که مدرسه می روند، خودش را در لباسی که می خواهد بپوشد. یا، 2) انتخاب کنید که با هر لباسی که او می پوشد، وقتی زمان ترک است، به مدرسه برود. آنها همیشه یک سری لباس اضافی در کوله پشتی او می گذارند که او می تواند هر زمانی که بخواهد آن را عوض کند. (معلم او با این طرح موافق است و موافقت کرده است که می تواند در مدرسه به دستشویی برود و در صورت تمایل لباس عوض کند.)
این راهبردی است که بسیاری از خانواده های من اتخاذ کرده اند که در عرض یک یا دو روز پویایی را تغییر می دهد. هنگامی که فرزند شما متوجه شود که شما به برنامه پایبند هستید و درگیر هیچ نوع مبارزه قدرت نیستید، سازگار شده و به سطح بالاتری از عملکرد دست می یابد – یک پیروزی برای همه.
فرزندپروری
در اینجا نتیجه، یکی از موارد مورد علاقه من است: تایمر خاموش می شود و به این معنی است که زمان خروج است (آنها از یک تایمر بصری استفاده می کنند تا ایوان بتواند آن را در طول صبح بررسی کند). ایوان هنوز لباس خوابش را پوشیده است. در حالی که گرگ شروع به انتقال او از خانه به سمت ماشین می کند، ایوان می پرسد: “روز لباس خواب است؟” گرگ میگوید: «نه، جوانه، روز پیژامه نیست، فقط وقت رفتن است.» ایوان می گوید که نمی خواهد با لباس خواب برود و از او می پرسد که آیا می تواند عوض شود. گرگ میگوید که میتواند پنج دقیقه فرصت داشته باشد تا این کار را انجام دهد، این دقیقاً همان کاری است که ایوان انجام میدهد. آنها از آن زمان جنگ لباس پوشیدن نداشته اند.
ممکن است در مورد تصمیم آنها برای اجازه دادن به ایوان پس از خاموش شدن تایمر تعجب کنید.
سوال مهمی است. اگر محدودیتها را به این شکل شروع کنید، بچهها به سرعت مسئولیت را به دست میگیرند و دیگر به مرزها احترام نمیگذارند. در عین حال، ما می خواهیم آنها فرصتی داشته باشند تا تصمیم بهتری برای خود بگیرند. جایی که من به این موضوع رسیدم، پس از کارگاه آموزشی، مداخله با بسیاری از خانوادهها برای کمک به آنها برای یافتن رویکردی که با آن احساس راحتی میکنند، به شرح زیر است.
به منظور حفظ مسئولیت والدین، پیشنهاد میکنم یک تایمر بصری تنظیم کنند تا یک هشدار پنج دقیقهای ارائه کنند، مثلاً در ساعت 8:25 اگر باید ساعت 8:30 حرکت کنید. این اولین زنگ هشدار/بوق شروع “دوره آخرین شانس” را برای انجام هر کاری که باید قبل از رفتن به مدرسه انجام دهند، نشان می دهد. سپس، وقتی تایمر نهایی در ساعت 8:30 خاموش شد، شما را ترک می کنید. در غیر این صورت شما در مارپیچ “یک دقیقه دیگر” قرار می گیرید زیرا کودک شما درگیر هر انحرافی برای کنترل اوضاع است.
فرزندپروری
نمی گویم آسان است. هنگامی که کودک شما در آخرین زنگ ساعت لباس نپوشیده است، در صورت اعتراض، بردن او به ماشین و لم دادن به داخل می تواند احساس ناراحتی کند. اما چیزی که خانوادهها به اشتراک میگذارند این است که وقتی بچههایشان با آرامش و محبت دنبال میکنند، یا میخواهند وقتی به مدرسه میرسند در ماشین لباس بپوشند – تا بتوانند با لباس مدرسه وارد شوند – یا در مدرسه لباس بپوشند. بازی تمام شد. دیگر خبری از جنگ نیست. نکته کلیدی این است که این کار را بدون هیچ شرم ، آزار یا عصبانیت انجام دهید . شما فقط به آنها می آموزید که چگونه دنیا به شیوه ای عاشقانه کار می کند.
فرزندپروری
تعیین این نوع محدودیتها میتواند برای والدین بسیار سخت باشد، زیرا احساس بیحساس بودن و طرد شدن میکند. که فقط یک کار اغلب ساده را برای آنها انجام ندهید – مشکل اصلی چیست؟ اما وقتی به این روش آرام و حمایتکننده انجام شود. حفظ این مرزها که فرصتی برای ارتقای سطح برای بچهها ایجاد میکند. فوقالعاده حمایتکننده و دوستداشتنی است. کودکان را قادر می سازد تا در توانایی خود برای مراقبت از خود و بچه های بزرگی که می خواهند باشند اعتماد کنند. درگیر شدن در یک پویایی که مانعی برای توانمندترین خود بچه ها باشد، مفید یا دوست داشتنی نیست.
دیگر داستانهای اخیر خانوادههایی که محدودیتهای جدیدی برای رشد فرزندان خود تعیین کردهاند عبارتند از:
«پس از تعیین محدودیتهای واضح در زمان خواب و حل مشکلات شبانهمان، لین (5 ساله) ناگهان بسیار مستقلتر عمل میکند. او اکنون میخواهد صبحانهاش را درست کند و با برنامههای صبحگاهی همکاری بیشتری دارد.”
“ما نگران بودیم که برداشتن کشش های مورد علاقه پسرمان (4 ساله) مضر باشد. خیلی بهشون وابسته بود اما، در واقع، ادامه استفاده از آنها، به ویژه در مدرسه، باعث شرمساری او شد. او به ما گفت که تمام روز ادرارش را نگه میداشت . تا مجبور نشود به حمام برود و بچهها ببینند که او هنوز در حالت کشش است. ما این کار را طبق برنامه ای که با شما انجام دادیم انجام دادیم. ما فقط به او گفتیم که در چهار سالگی، بچهها لباس زیر میپوشند. و ما کاملاً به او اطمینان داشتیم که او متوجه خواهد شد که با ادرار کردن و مدفوع خود چه کند، که او هم انجام داد. او خیلی باورنکردنی به خودش افتخار می کرد و شما می توانستید آرامش را احساس کنید. او مثل یک بچه متفاوت بود – خیلی آرامتر و شادتر. و دیگر شکایتی از رفتن به مدرسه نیست.»
اینها یادآوری خوبی هستند که محدودیت ها دوست داشتنی هستند و آنچه بچه ها می خواهند لزوماً چیزی نیست که آنها به آن نیاز دارند.


نظر خود را بگذارید