1. صفحه اصلی
  2. عذرخواهی مکرر به عنوان نشانه آسیب والدین در دوران کودکی
عذرخواهی مکرر به عنوان نشانه آسیب والدین در دوران کودکی

عذرخواهی مکرر به عنوان نشانه آسیب والدین در دوران کودکی

نکات کلیدی

آسیب والدین دردوران کودکی

  • برخی از کودکان برای جلوگیری از سرزنش والدین از عذرخواهی استفاده می کنند.
  • هنگامی که عذرخواهی مکرر تا بزرگسالی ادامه یابد، می تواند باعث آسیب مجدد و تبعیت ناسالم شود.
  • بهبودی از آسیب والدین در دوران کودکی مستلزم توقف عذرخواهی نامناسب است.

آسیب والدین دردوران کودکی

عذرخواهی نامناسب مکرر اغلب یک رفتار آموخته شده در پاسخ به نوع خاصی از بدرفتاری مداوم دوران کودکی است . در بسیاری از افراد، این علامت ممکن است نتیجه بزرگ شدن توسط والدینی باشد که مکرراً سرزنش پیامدهای ناخواسته را به گردن کودک می اندازند. تأثیر سرزنش شدن برای نتایجی که کودک نمی تواند آن ها را کنترل کند، زمانی بزرگ می شود که کودک یا به خاطر نپذیرفتن سرزنش او با گاز گرفتگی مواجه شود یا مجازات شود.

عذرخواهی مکرر یک مکانیسم مقابله ای است که برای جلوگیری از تنبیه یا گاز گرفتن با مقصر دانستن بدون اعتراض ایجاد شده است. در حالی که مقصر دانستن پیشگیرانه ممکن است در برخی شرایط مجازات را کاهش دهد، این کار را به قیمت آسیب‌دیدگی مجدد انجام می‌دهد. هر بار که این کار را انجام می دهید شما را بیمارتر می کند. شفای این نوع آسیب های دوران کودکی مستلزم تشخیص این است که خلع سلاح خود با مقصر دانستن پیامدهای ناخواسته، منجر به پیامدهای بد در بزرگسالی می شود. سپس می توان از مکانیسم های مقابله ای سالم تر و بالغ تر استفاده کرد.

تصویر توسط kalhh از Pixabay
عذرخواهی به عنوان یک دفاع ناسالم است.
منبع: تصویر توسط kalhh از Pixabay
مقالات مشابه در سایت تراپیست

والدین خوب فرزندان خود را مسئول انتخاب ها و اعمال خود می دانند. این به کودکان قدرت می‌دهد تا انتخاب‌های خوبی داشته باشند تا بتوانند به نتایج مطلوب دست یابند. والدین آسیب‌دیده، مانند آن‌هایی که از علائم اختلالات شخصیتی مرزی و خودشیفته رنج می‌برند ، فرزندان خود را به خاطر پیامدهای ناخواسته سرزنش می‌کنند، صرف نظر از اینکه کودک کنترل را دارد یا نه. این کار برای کمک به ساختن شخصیت کودک انجام نمی شود. این کار توسط والدین انجام می شود تا مسئولیت اشتباهات یا نتایج بد را نپذیرند. در زیر یک مثال معمولی است.

داستان بری

بری تمام سال منتظر فارغ التحصیلی از دبیرستان بود. یکی از والدین یک جشن بزرگ برای کل کلاس برگزار کرد. آنها اتوبوسی را به سالنی که برای عصر اجاره کرده بودند، تهیه می کردند. اتوبوس طبق برنامه ساعت 6 عصر حرکت می کرد. بری نگران بود که مادرش او را دیر به اتوبوس برساند و مهمانی را از دست بدهد.

باری چند روز قبل به مادرش یادآوری کرد که چقدر برای او مهم است که به موقع باشد. او با لحنی آشفته پاسخ داد: «تو خیلی خودخواه هستی. تنها چیزی که می توانید در مورد خود و حزب احمقانه خود فکر کنید. تو خیلی ناسپاسی.»

در روز مهمانی، بری عصبی بود. او می‌ترسید که مادرش او را به موقع به اتوبوس نرساند، اما می‌ترسید که اگر چیزی به او بگوید، مثل قبل به او سرزنش کند.

آسیب والدین دردوران کودکی

وقتی زمان رفتن به مهمانی فرا رسید، مادرش را پشت تلفن پیدا کرد. به او اشاره کرد، اما او به او توجهی نکرد. روبرویش ایستاد و او به اتاقش رفت و در را بست. بری خودش را آماده کرد و 20 دقیقه قبل از اینکه از اتاق خوابش بیرون آمد ساعت را تماشا کرد و به او گفت که آماده رانندگی با او است. در ماشین چیزی به او نگفت. او امیدوار بود که اتوبوس به نحوی با تأخیر مواجه شده باشد و در هنگام رسیدن آنها همچنان آنجا باشد. وقتی به ایستگاه اتوبوس رسیدند، او از پا در آمده بود و آنجا بی ثمر بود.

در راه بازگشت به خانه در ماشین، بری به مادرش گفت که از دست دادن این مراسم بسیار ناراحت و ناامید است. آنها گفتگوی زیر را انجام دادند.

مامان: منو سرزنش نکن که جشن احمقانه ات رو از دست دادی.

باری: من مطمئنم که اکثر دانش آموزان دیگر اتوبوس را به موقع رساندند.

مامان: این تقصیر توست. آزار و اذیت شما در تمام این هفته باعث استرس من شد.

آسیب والدین دردوران کودکی

باری: فکر می‌کنم اتوبوس را از دست دادیم، زیرا تو برای مدت طولانی با دوستت صحبت می‌کردی.

مامان: ای پسر کوچولوی ناسپاس. من تلاش می کنم تا تو را به مهمانی احمقانه ات برسانم و تو اینگونه با من رفتار می کنی.

بری: ما اتوبوس را از دست دادیم.

مامان: داشتم با دوستم حرف می زدم که چقدر به من استرس وارد کردی. کاش هیچ وقت به دنیا نمی آمدی

باری: متاسفم.

مامان: کل هفته منو خراب کردی.

باری: متاسفم.

مامان: همه زندگیمو خراب کردی.

باری: متاسفم.

مامان: بچه دار شدن بزرگترین اشتباه زندگی من بود.

باری: متاسفم.

مامان: بهتره باشی.

بری بارها به مادرش گفت که متاسف است زیرا می‌دانست که این تنها راهی است که می‌تواند مانع از سرزنش او شود. از روی تجربه، او می‌دانست که تلاش برای مسئول دانستن مادرش برای هر گونه پیامدهای ناخواسته منجر به این شد که مادرش خودش را قربانی کند و به او ضربه بزند. تنها راه متوقف کردن او این بود که بگوید متاسفم، حتی اگر تنها چیزی که در واقع از آن پشیمان بود تکیه کردن به او برای چیزی حساس و مهم برای او بود. او سعی می کند در آینده از این وضعیت اجتناب کند.

آسیب والدین دردوران کودکی

باری از این رفتار مداوم در دوران کودکی با او آموخت که هنگامی که پیامدهای ناخواسته رخ می دهد، تنها راهی که می تواند از آزار کلامی جلوگیری کند، پیشی گرفتن از آن و عذرخواهی فراوان است. او این را در همه روابطش تعمیم می داد، حتی اگر بیشتر روابطش توهین آمیز نبود.

عذرخواهی های گسترده برای نتایجی که تقصیر او نیست، تأثیر مخربی بر همه روابط او داشته است. برخی از افراد برای فرار از مسئولیت های خود از او سوء استفاده می کنند. اکثر مردم احترام خود را نسبت به او از دست می دهند، زیرا این شیوه ارتباط نشان دهنده ضعف و انقیاد است. همچنین احساس عزت نفس و اعتماد به نفس او را بدتر می کند زیرا او با پذیرش اشتباه خود وارد تمام اختلافات و درگیری ها می شود.

التیام این زخم های کودکی در بزرگسالی مستلزم آن است که متعهد شود تحت هیچ شرایطی شلاق دیگران را به او نپذیرد. او در کودکی نمی توانست از رابطه خود با والدینی که از اختلال شخصیت رنج می برد فرار کند . به عنوان یک بزرگسال، او دیگر مجبور نیست آن را تحمل کند. بهبود و رشد او به تعهد به خود بستگی دارد، اگر دیگران به او حمله کنند، یا پرخاشگری را متوقف می کند یا به رابطه پایان می دهد. در این صورت او آزاد خواهد بود که مسئولیت اشتباهاتی را که مرتکب می شود بپذیرد، اما نه در قبال خطاهای دیگران.

نظر خود را بگذارید