
5 خطای ذهنی رایج که شما را از تصمیم گیری خوب منحرف می کند
- مرداد 5, 782
- 0 لایک
- مشاهده 151
- 0 دیدگاه
5 خطای ذهنی رایج مقاله ای در سایت تراپیست که شما را از تصمیم گیری خوب منحرف می کند
من دوست دارم خودم را فردی منطقی بدانم، اما آدم منطقی نیستم. خبر خوب این است که این فقط من نیستم – یا شما. همه ما غیرمنطقی هستیم و خطاهای ذهنی داریم.
برای مدت طولانی، محققان و اقتصاددانان معتقد بودند که انسان ها تصمیمات منطقی و سنجیده می گیرند. با این حال، در دهه های اخیر، محققان طیف گسترده ای از خطاهای ذهنی را کشف کرده اند که تفکر ما را از مسیر خارج می کند. گاهی اوقات تصمیمهای منطقی میگیریم، اما زمانهای زیادی وجود دارد که انتخابهای احساسی، غیرمنطقی و گیجکننده میکنیم.
روانشناسان و محققان رفتاری دوست دارند این اشتباهات ذهنی مختلف را بررسی کنند. دهها مورد از آنها وجود دارد و همه آنها نامهای فانتزی مانند “اثر نوردهی صرف” یا “اشتباه روایت” دارند. اما من نمیخواهم امروز در اصطلاح علمی غرق شوم. در عوض، بیایید در مورد خطاهای ذهنی که اغلب در زندگی ما ظاهر می شوند صحبت کنیم و آنها را به زبانی قابل فهم تجزیه کنیم.
در اینجا پنج خطای ذهنی رایج وجود دارد که شما را از تصمیم گیری خوب منحرف می کند .
1. تعصب بقا.
تقریباً همه رسانه های آنلاین محبوب این روزها مملو از تعصبات بقا هستند. هرجا مقالاتی با عناوینی مانند «۸ کاری که افراد موفق هر روز انجام میدهند» یا «بهترین توصیههایی که ریچارد برانسون تاکنون دریافت کردهاند» یا «لبرون جیمز چگونه در فصل خارج از فصل تمرین میکند» را میبینید ، سوگیری بقا را در عمل مشاهده میکنید.
سوگیری بقا به تمایل ما به تمرکز بر برندگان در یک منطقه خاص و تلاش برای یادگیری از آنها اشاره دارد، در حالی که به طور کامل بازنده هایی را که از همان استراتژی استفاده می کنند فراموش می کنیم.
ممکن است هزاران ورزشکار وجود داشته باشند که به روشی بسیار شبیه لبرون جیمز تمرین کنند، اما هرگز به NBA نرسیدند. مشکل این است که هیچ کس در مورد هزاران ورزشکار که هرگز به اوج نرسیده اند نمی شنود. ما فقط از افرادی می شنویم که زنده مانده اند. ما به اشتباه استراتژیها، تاکتیکها و توصیههای یک بازمانده را بیش از حد ارزش قائل میشویم، در حالی که این واقعیت را نادیده میگیریم که همان استراتژیها، تاکتیکها و توصیهها برای اکثر مردم کارساز نبودند.
5 خطای ذهنی رایج
مثال دیگر: «ریچارد برانسون، بیل گیتس و مارک زاکربرگ همگی ترک تحصیل کردند و میلیاردر شدند! شما برای موفقیت به مدرسه نیاز ندارید. کارآفرینان فقط باید از اتلاف وقت در کلاس خودداری کنند و شروع کنند.”
این کاملاً ممکن است که ریچارد برانسون با وجود مسیر خود موفق شده باشد و نه به خاطر آن. به ازای هر برانسون، گیتس و زاکربرگ، هزاران کارآفرین دیگر با پروژه های شکست خورده، حساب های بانکی پر بدهی و مدارک نیمه تمام وجود دارد. سوگیری بقا صرفاً این نیست که بگوییم یک استراتژی ممکن است برای شما خوب کار نکند، بلکه به این معناست که ما واقعاً نمی دانیم که آیا این استراتژی اصلاً خوب کار می کند یا خیر.
وقتی برندگان به یاد میآیند و بازندهها فراموش میشوند، گفتن اینکه آیا یک استراتژی خاص منجر به موفقیت میشود بسیار دشوار میشود.

2. بیزاری از دست دادن.
زیان بیزاری به تمایل ما به ترجیح شدید اجتناب از ضرر بر کسب سود اشاره دارد. تحقیقات نشان داده است که اگر کسی 10 دلار به شما بدهد، رضایت کمی را تجربه خواهید کرد، اما اگر 10 دلار از دست بدهید، رضایت شما به طرز چشمگیری کاهش می یابد. بله، پاسخ ها مخالف هستند، اما از نظر بزرگی برابر نیستند.
تمایل ما به اجتناب از ضرر باعث می شود که تصمیمات احمقانه بگیریم و رفتار خود را تغییر دهیم تا فقط چیزهایی را که قبلاً مالک آن هستیم حفظ کنیم. ما به گونهای طراحی شدهایم که از چیزهایی که داریم محافظت کنیم و این میتواند باعث شود که این موارد در مقایسه با گزینهها بیش از حد ارزش گذاری کنیم.
برای مثال، اگر یک جفت کفش جدید بخرید، ممکن است کمی لذت را افزایش دهد. با این حال، حتی اگر هرگز کفش را نپوشید، چند ماه بعد از دست دادن آنها ممکن است بسیار دردناک باشد. شما هرگز از آنها استفاده نمی کنید، اما به دلایلی نمی توانید جدایی از آنها را تحمل کنید. بیزاری از دست دادن.
به همین ترتیب، ممکن است زمانی که در راه رفتن به محل کار از چراغ سبز عبور می کنید کمی شادی کنید، اما وقتی ماشین جلوی شما پشت چراغ سبز می نشیند و فرصت عبور از آن را از دست می دهید، کاملا عصبانی می شوید. تقاطع از دست دادن فرصت نورافشانی به مراتب دردناکتر از لذت زدن چراغ سبز از ابتداست.
3. اکتشافی در دسترس بودن.
اکتشافی دسترسپذیری به اشتباه رایجی اشاره دارد که مغز ما با این فرض که مثالهایی که به راحتی به ذهن میآیند نیز مهمترین یا رایجترین چیزها هستند، مرتکب میشود.
به عنوان مثال، تحقیقات استیون پینکر در دانشگاه هاروارد نشان داده است که ما در حال حاضر در کمترین خشونت تاریخ زندگی می کنیم. در حال حاضر افراد بیشتری نسبت به قبل در آرامش زندگی می کنند. نرخ قتل، تجاوز جنسی، تجاوز جنسی و کودک آزاری همگی در حال کاهش است.
اکثر مردم با شنیدن این آمار شوکه می شوند. برخی هنوز از باور آنها امتناع می ورزند. اگر این صلح آمیزترین زمان در تاریخ است، چرا در حال حاضر این همه جنگ در جریان است؟ چرا من هر روز در مورد تجاوز، قتل و جنایت می شنوم؟ چرا همه از این همه اقدامات تروریستی و تخریبی صحبت می کنند؟
به اکتشافی در دسترس بودن خوش آمدید.
پاسخ این است که ما نه تنها در آرام ترین زمان تاریخ زندگی می کنیم، بلکه در بهترین زمان گزارش شده در تاریخ نیز زندگی می کنیم. اطلاعات مربوط به هر فاجعه یا جنایتی بیش از هر زمان دیگری در دسترس است. یک جست و جوی سریع در اینترنت اطلاعات بیشتری در مورد آخرین حمله تروریستی نسبت به هر روزنامه ای که ۱۰۰ سال پیش می توانسته باشد به دست خواهد آورد.
درصد کلی رویدادهای خطرناک در حال کاهش است، اما احتمال اینکه شما در مورد یکی از آنها (یا بسیاری از آنها) بشنوید در حال افزایش است. و از آنجایی که این رویدادها به آسانی در ذهن ما در دسترس هستند، مغز ما فرض می کند که آنها با فرکانس بیشتری از آنچه در واقع اتفاق می افتد رخ می دهند.
ما تأثیر چیزهایی را که می توانیم به خاطر بسپاریم بیش از حد ارزش گذاری می کنیم و بیش از حد تخمین می زنیم و شیوع رویدادهایی را که چیزی درباره آنها نمی شنویم کم ارزش می گذاریم و دست کم می گیریم.

4. لنگر انداختن.
یک همبرگر نزدیک به زادگاه من وجود دارد که به همبرگرها و پنیرهای لذیذ معروف است. در منو، آنها بسیار جسورانه می گویند: “6 نوع پنیر را در هر برگر محدود کنید.”
اولین فکر من: این پوچ است. چه کسی شش نوع پنیر روی همبرگر می گیرد؟
فکر دوم من: کدام شش را خواهم گرفت؟
من متوجه نشدم که صاحبان رستوران چقدر باهوش هستند تا اینکه در مورد لنگر انداختن یاد گرفتم. ببینید، به طور معمول من فقط یک نوع پنیر را روی همبرگرم انتخاب میکردم، اما وقتی «محدود کردن 6 نوع پنیر» را در منو خواندم، ذهنم روی تعداد بسیار بالاتر از حد معمول متمرکز شد.
اکثر مردم 6 نوع پنیر سفارش نمی دهند، اما این لنگر برای افزایش میانگین از یک برش به دو یا سه تکه پنیر و اضافه کردن چند دلار به هر برگر کافی است. شما در حال برنامه ریزی برای دریافت یک وعده غذایی معمولی هستید. بیرون میروید و نمیدانید که چگونه برای یک همبرگر 14 دلار پرداخت کردهاید و آیا قرار ملاقاتتان به شما اجازه میدهد پنجرهها را در راه خانه پایین بیاورید.
5 خطای ذهنی رایج
این اثر در طیف گسترده ای از مطالعات تحقیقاتی و محیط های تجاری تکرار شده است. به عنوان مثال، صاحبان کسب و کار دریافته اند که اگر بگویید «محدودیت 12 برای هر مشتری»، مردم دو برابر بیشتر از گفتن «بدون محدودیت» محصول می خرند.
در یک مطالعه تحقیقاتی، از داوطلبان خواسته شد تا درصد کشورهای آفریقایی در سازمان ملل را حدس بزنند. با این حال، قبل از اینکه حدس بزنند، باید چرخی را بچرخانند که روی عدد 10 یا 65 فرود بیاید. وقتی داوطلبان روی 65 فرود آمدند، میانگین حدس آن حدود 45 درصد بود. وقتی داوطلبان روی 10 فرود آمدند، میانگین تخمین حدود 25 درصد بود. این نوسان 20 رقمی صرفاً نتیجه تثبیت حدس با یک عدد بیشتر یا کمتر بلافاصله از قبل بود.
شاید رایج ترین جایی که در مورد لنگرگاه می شنوید، قیمت گذاری است. اگر برچسب قیمت یک ساعت جدید 500 دلار است، ممکن است آن را برای بودجه خود بسیار بالا در نظر بگیرید. با این حال، اگر وارد یک فروشگاه شوید و برای اولین بار یک ساعت با قیمت 5000 دلار در جلوی نمایشگر ببینید، ناگهان ساعت 500 دلاری در گوشه گوشه بسیار معقول به نظر می رسد. بسیاری از محصولات ممتازی که کسب و کارها می فروشند هرگز انتظار نمی رود که واحدهای زیادی را خودشان بفروشند، اما نقش بسیار مهمی را ایفا می کنند که ذهنیت شما را تثبیت می کند و محصولات میان رده را بسیار ارزان تر از آنچه به تنهایی نشان می دهند، ایفا می کند.
5. سوگیری تایید.
پدربزرگ همه آنها. سوگیری تایید به تمایل ما به جستجو و علاقه مندی به اطلاعاتی اشاره دارد که باورهای ما را تایید می کند در حالی که همزمان اطلاعاتی را که با باورهای ما در تضاد است نادیده می گیریم یا ارزش آن را بی ارزش می کنیم.
به عنوان مثال، شخص A معتقد است که تغییرات آب و هوایی یک موضوع جدی است و آنها فقط داستان هایی در مورد حفاظت از محیط زیست، تغییرات آب و هوا و انرژی های تجدید پذیر جستجو و مطالعه می کنند. در نتیجه، شخص A به تایید و حمایت از باورهای فعلی خود ادامه می دهد.
درر همین حال، شخص B معتقد نیست که تغییر آب و هوا یک موضوع جدی است. و آنها فقط داستان هایی را جستجو می کنند و می خوانند که در مورد اینکه چگونه تغییرات آب و هوایی یک افسانه است. چرا دانشمندان نادرست هستند، و چگونه همه ما فریب می خوریم بحث می کنند. در نتیجه، شخص B به تایید و حمایت از باورهای فعلی خود ادامه می دهد.
5 خطای ذهنی رایج
تغییر عقیده سخت تر از آن چیزی است که به نظر می رسد. هر چه بیشتر باور داشته باشید که چیزی را می دانید، بیشتر فیلتر می کنید و تمام اطلاعات خلاف آن را نادیده می گیرید.
شما می توانید این الگوی فکری را تقریباً به هر موضوعی گسترش دهید. اگر به تازگی یک هوندا آکورد خریدهاید و معتقدید که این خودرو بهترین خودروی بازار است. طبیعتاً هر مقالهای را که در مورد ستایش این خودرو برخورد میکند، خواهید خواند. در همین حال، اگر مجله دیگری خودروی متفاوتی را به عنوان بهترین انتخاب سال فهرست میکند. شما به سادگی آن را رد میکنید و فرض میکنید که سردبیران آن مجله خاص اشتباه کردهاند. یا به دنبال چیزی متفاوت از آنچه شما در یک ماشین میگشتید، بودهاند.
طبیعی نیست که ما فرضیه ای بسازیم و سپس راه های مختلفی را برای اثبات نادرستی آن آزمایش کنیم. در عوض، به احتمال زیاد ما یک فرضیه را تشکیل دهیم، فرض کنیم که درست است. و فقط اطلاعاتی را جستجو کرده و باور کنیم که آن را پشتیبانی می کند. بیشتر مردم اطلاعات جدید نمیخواهند، بلکه میخواهند اطلاعات معتبری داشته باشند .

از اینجا به کجا برویم
هنگامی که برخی از این خطاهای ذهنی رایج را درک کردید. اولین پاسخ شما ممکن است چیزی در امتداد این خطوط باشد: «میخواهم جلوی این اتفاق را بگیرم! چگونه می توانم مغزم را از انجام این کارها جلوگیری کنم؟»
این یک سوال منصفانه است، اما به این سادگی نیست. به جای اینکه این محاسبات اشتباه را به عنوان سیگنالی از مغز شکسته تصور کنید. بهتر است آنها را به عنوان مدرکی در نظر بگیرید که میانبرهایی که مغز شما استفاده می کند در همه موارد مفید نیستند. حوزه های زیادی از زندگی روزمره وجود دارد که فرآیندهای ذهنی ذکر شده در بالا فوق العاده مفید هستند. شما نمی خواهید این مکانیسم های تفکر را از بین ببرید.
مشکل این است که مغز ما در انجام این کارکردها آنقدر خوب است. – آنقدر سریع و بدون زحمت وارد این الگوها می شود -. که در نهایت از آنها در موقعیت هایی استفاده می کنیم که به ما خدمتی نمی کنند.
در مواردی مانند این، خودآگاهی اغلب یکی از بهترین گزینه های ما است. امیدواریم این مقاله به شما کمک کند دفعه بعد این خطاها را تشخیص دهید.


نظر خود را بگذارید